تبليغاتX
عشق مشرقي

السلام عليك يااباعبدالله الحسين

«...فلعن‌الله امهً قتلتك ، و لعن الله امهً سمعت بذلك فرضيت به »

 

نشستند .... تا عشق، صد پاره، بي سر بماند

خزيدند در خويش تا لاله پرپر بماند

خزيدند در خويش و راضي به اين فتنه بودند

كه در موج خون، كشتي دين شناور بماند

نشستند و گفتند: اگر حق به اين دودمان است

مگر مي‌شود دست حق در بلا در بماند؟

نشستند و گفتند عيبي ندارد كه در دشت

اگر باغبان در عزاي صنوبر بماند!

نشستند تا ساقي از خون خود مست باشد

و چشمان لب تشنگان خيره بر در بماند

نشستند تا خواهري شعله در خويش گيرد

وچون كوه، مبهوت ذبح برادر بماند

نشستند و ديدند آن آسماني ‌ترين مرد

به خون خفت تا شور الله اكبر بماند

نشستند و اين شد سرانجام اين قصه تلخ

«خدا حنجري» زير آوار خنجر بماند

#

به خود مانده‌ام، خيل فريادداران جمعه

چه داريم اگراو بيايد و...

 

 ديگر بماند!

 

                             سروده برادر عزيزم: ع. ا. نويد

 


 

نوشته شده توسط بیقرار در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 15:26 موضوع لینک ثابت

دل آدم ها !!

 

دل آدم ها که از سنگ نیست ، از سیمان نیست...دل آدم ها از شیشه است و بلور...راحت می  شکند  مثل بلور.دل آدم ها که محکم نیست ، قرص نیست ...به مویی بند است ...دل آدمها می گیرد ، ترک برمیدارد، خالی میشود و ... ميشکند.

دل آدم ها تنگ می شود و تو خوب می دانی...

دل آدم ها می ترسد و تو خوب می فهمی

دل آدم ها هزار تکه می شود و تو می بینی

دل هزار انسان هر روز هزار تکه می شود

روزی هزار در هزار...

تو اما حوصله میکنی، هزار تکه های دل هرهزار انسان را هرروزجمع میکنی،

بند می زنی و دوباره می سازی

آدم ها دل یکدیگر را می گیرند و آنها را می شکنند.

تو دل نمی شکنی اما می سازی دوباره...

آدم ها نمی دانند دلی که به تو داده شود محکم می شود، می شود دلی شیشه ای که هرگز نمی شکند.

هزاران سال است که آدم ها دل یکدیگر را می شکنند...

هزاران سال است که زمین پر می شود از تکه های بلورین...

و هزاران سال است که تو می بینی ، می دانی ، می فهمی و...می سازي!!

 


 

نوشته شده توسط بیقرار در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 7:39 موضوع لینک ثابت

عيد سعيد غدير خم

 

       « عاشقان عيدتان مبارک باد » همنوا با رسول الله (ص) ، روز عيد غدير با نوای «علی ولی الله»

 

 

          واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است ، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

   آرى غدير يك سرزمين نيست ، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد  ، كوثرى است كه فنا برنمى دارد  ،افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

    و غدير ،روز حماسه جاويد ، روز ولايت ، روز امامت ، روز وصايت ، روز اخوت ، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت ، روز شكرگزارى ، روز پيام رسانى ، روز تبريك و تهنيت ، روز سرور و شادى و هديه فرستادن  ، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق ، روز تكميل دين و بيان حق ، روز راندن شيطان ، روز معرفى راه و رهبر ، روز آزمون ، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت ، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى ميدارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

 

    ... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...

     امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.

 

 


 

نوشته شده توسط بیقرار در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 8:44 موضوع لینک ثابت